«مجازات اعدام برای قرن‌ها همواره با شدت بیشتر در جهت کنترل جرم و جنایت همراه بوده است. سوال اینجاست که چرا کماکان جرم اتفاق می‌افتد؟ دلیل این مسئله این است که کشمکش بین نیروهای غریزی انسان علی‌رغم ادعای قانون، ثابت و درحال تعادل نیستند.» – آلبرکامو

اثر بازدارندگی مجازات اعدام در مقایسه با مجازات حبس ابد، همواره موضوع بحث‌های گوناگونی توسط محققین در دوران مختلف بوده است. در این مقاله نظرات جرم‌شناسان برجسته در مورد اثر بازدارندگی مجازات اعدام بر اساس مطالعات تجربی بررسی شده است. قریب به اتفاق یافته‌های تحقیقات تجربی انجام شده در این مورد نشان‌دهنده آن است که مجازات اعدام اثر بازدارندگی بیشری نسبت به مجازات حبس ابد ندارد.

این مقاله توسط پروفسور مایکل ردلیت مدیر بخش جامعه شناسی دانشگاه کلورادو تألیف شده است. تریسی لیکوک دانشجوی مقطع دکترای دانشکده جامعه‌شناسی دانشگاه کلورادو و فارق‌التحصیل رشته حقوق از دانشگاه وایومینگ نیز در روند این تحقیق، نویسنده مقاله را یاری کرده است.

مقدمه

توجه جرم شناسان به مسئله مقایسه اثر بازدارندگی مجازات اعدام و مجازات حبس ابد از زمان انتشار تحقیقی در این مورد توسط ادوین ساترلند در سال ۱۹۵۲، جلب شد. حداقل تا قبل از دهه گذشته، بین جرم شناسان در مورد عدم وجود توجیه بازدارندگی مجازات اعدام اتفاق‌نظر گسترده‌ای وجود داشته است. در نوامبر سال ۱۹۸۹، جامعه جرم‌شناسان آمریکا براساس یافته‌های بدست آمده و نتایج تحقیقات انجام شده در مورد عدم بازدارنده بودن مجازات اعدام، بیانیه‌ای صادر و مجازات اعدام را محکوم کردند. این بیانیه یکی از دو موضع‌گیری سیاسی در مورد اعدام بوده که تا کنون به طور رسمی اتخاذ شده است. در سال ۱۹۹۶، پروفسور ردلیت و اکرز، یک نظرسنجی را بین ۶۷ نفر از جرم‌شناسان در مورد نتایج تحقیقات تجربی اثر بازدارندگی مجازات اعدام، انجام دادند. براساس این نظرسنجی اکثریت قریب به اتفاق شرکت‌کنندگان بر این باور بودند  که مجازات اعدام هرگز نسبت به مجازات حبس ابد اثر بازدارندگی بیشتری نداشته و نخواهد داشت.

تحقیقات ارائه شده در این مقاله در راستای به روزرسانی مطالعات انجام شده در سال ۱۹۹۶ و همچنین بررسی تحقیقات جدید انجام شده در مورد باورهای جدید جرم شناسان در این مورد تدوین شده است.  یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که تنها بخش کوچکی از جرم‌شناسان برجسته (کمتر از ۱۰٪)، معتقدند که تحقیقات تجربی انجام شده، بازدارنده بودن مجازات اعدام را توجیه می‌کند.

این نتایج در پاسخ به مقالات چاپ شده در چند سال اخیر توسط اقتصاددانان است که جرم‌شناسان را به چشم پوشی از بازدارندگی مجازات اعدام متهم کرده‌اند. در سال ۲۰۰۲، مقاله‌ای تحت عنوان «بخشش قاتلین» توسط اقتصاددانی به نام ناسی موکان در روزنامه واشنگتن پست به چاپ رسید. در این مقاله نویسنده عنوان کرده بود که هر اعدام تعداد ۵ تا ۶ مورد قتل را کاهش می‌دهد و به ازای هر سه مورد عفو محکومین به قتل، آمار قتل ۱ تا ۵/۱ مورد افزایش می‌یابد. چند ماه بعد از انتشار این مقاله، پاول رابین، اقتصاددان و همکارانش در دانشگاه اموری مقاله‌ای را با این مضمون که با هر اعدام از تعداد ۱۸ مورد قتل جلوگیری می‌شود، به چاپ رساند. در همین سال نیز دل کلونینگر و روبرتو مارچسینی اقتصاددانان دانشکده مدیریت بازرگانی دانشگاه هیوستون با انتشار نامه‌ای به روزنامه وال استریت ژورنال، بیان کردند که هر مورد اعدام در تگزاس، از ۱۱ تا ۱۸ مورد قتل جلوگیری می‌کند. پروفسور روی آدلر و پروفسور مایکل سامرز (به ترتیب پروفسور بازاریابی و پروفسور تحقیقات کمی در دانشگاه پپرداین) در سرمقاله‌ای در روزنامه وال استریت ژورنال اظهار داشتند که بین سال های ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۴ در آمریکا، با هر مورد اعدام، از تعداد تقریبی ۷۴ مورد قتل در آن سال جلوگیری  به عمل آمده است. در اواخر سال ۲۰۰۷، مقاله‌ای با عنوان این که آیا مجازات اعدم نجات‌دهنده زندگی است، در صفحه اول روزنامه نیویورک تایمز به چاپ رسید. این مقاله عنوان کرد که تحقیقات اخیر انجام شده در مورد اثر بازدارندگی مجازات اعدام، نظر و اشتیاق محققین را در راستای تحقیقات جدید در این مورد جلب کرده است.

در این راستا این پرسش مطرح می‌شود که آیا مطالعات و تحقیقات جدید، نیاز به مطالعه دوباره درمورد این مسئله را افزایش می‌دهد و همچنین مردم با استناد به نتایج و نظرات مختلف اخیر به چه جمع‌بندی باید برسند. در این مقاله، برای اطمینان بیشتر از این مسئله، بیشتر تحقیقاتی که مجازات اعدام را عاملی بازدارنده می‌دانند، نقد شده‌اند که البته انتخاب نهایی با توجه به فراوانی نظرات و آمارهای پیچیده بر عهده هر فرد خواهد بود. براین اساس، این مقاله تلاش می‌کند تحقیقات انجام شده توسط مایکل ردلیت و رونالد اکزر در سال ۱۹۹۶ بر روی نظر ۶۷ نفر از جرم‌شناسان برتر در مورد مقایسه اثر بازدارندگی مجازات‌های اعدام و حبس ابد را در سال ۲۰۰۸ بازسازی کند و به پاسخ‌هایی دست یابد.

پیشینه

اهمیت توجیه بازدارندگی مجازات اعدام در سال‌های اخیر در اذهان عمومی به شدت کاهش یافته است. در اواسط قرن بیستم و تا دهه ۱۹۷۰، اثر بازدارندگی مجازات اعدام بحثی غیرقابل‌پرسش در ستایش مجازات اعدام بود. در نظرسنجی سال ۱۹۸۵ موسسه گالوپ، ۶۲٪ از شرکت کنندگان به این سوال که آیا شما مجازات اعدام را به عنوان مجازاتی بازدارنده، عاملی در جهت کاهش آمار قتل می‌دانید، پاسخ مثبت دادند. این آمار در سال ۲۰۰۶ به ۳۴٪ کاهش یافت. از سویی دیگر، باور عدم بازدارنده بودن مجازات اعدام در میان شرکت‌کنندگان در سال ۲۰۰۴، از ۳۱٪ به ۶۲٪ افزایش یافت.  در مورد مشابه، در سال ۱۹۹۵، در یک نظرسنجی ملی  بین ۴۰۰ مأمور ارشد پلیس و کلانتر، دو سوم شرکت کنندگان مجازات اعدام را عاملی در جهت کاهش آمار قتل نمی‌دانستند.

بدون شک بخشی از کاهش حمایت از فرضیه بازدارنده بودن مجازات اعدام، نتیجه تحقیقات تجربی انجام شده توسط جرم‌شناسان بوده است. همچنین مطالعات و تحقیقات تورستن سلین تأثیر به سزایی در بررسی مقایسه اثر بازدارندگی مجازات‌های اعدام و حبس ابد داشته است. این تحقیقات، نظرات اقتصاددانان در مورد بازدارنده بودن مجازات اعدام در دهه ۱۹۷۰ را نه تنها به چالش کشید، بلکه اعتبار برخی از آنان را نقد کرد. مناظره‌ای که توسط آکادمی علوم ملی به ریاست نوبل لاریت لارنس کلاین برگزار شد، به بررسی تحقیقات انجام شده توسط اقتصاددانان به ویژه ایزاک ارلیچ پرداخت. نتیجه این مناظره حاکی از این بود که تحقیقات انجام شده هیچ‌گونه شواهدی را مبنی بر اثر بازدارندگی مجازات اعدام ارائه نمی‌کند و تحقیقات صورت گرفته در این مورد و نتایج آن تأثیری بر عملکرد سیاست‌گزاران ندارد. با توجه به تجارب گذشته، نتیجه بدست آمده تا حداقل ۲۵ سال آینده به نتیجه مطلوبی نخواهد رسید.

تحقیق و بررسی انجام شده توسط موکان و گیتینگز

اگرچه مقاله ای مبتنی بر تحقیقات انجام شده توسط موکان و گیتینگز که در سال ۲۰۰۲ در روزنامه واشنگتن پست به چاپ رسید، بسیاری از جرم شناسان نظر مثبتی به آن نداشتند. تحقیق انجام شده در آن مقاله توسط ناسی موکان و دانشجوی او کج گیتینگز در دانشگاه کلورادو صورت گرفته بود. آن‌ها در این تحقیق تعداد ۶۱۴۳ مورد حکم اعدام صادر شده در آمریکا را بین سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۹۷ را با دسته بندی ۱۰۵۰ نمونه ( با احتساب یک نمونه برای هر ایالت در طول ۲۱ سال) مورد بررسی قرار داده بودند. نتایج این تحقیقات نشان می‌داد که هر مورد اعدام، باعث کاهش ۵  مورد قتل و هر مورد مجازات حبس ابد باعث افزایش ۵ مورد قتل شده است. علاوه بر این، به ازای هر لغو مجازات اعدام که بعضاً به دلیل اشتباه در محاکمه اتفاق می‌افتاد، یک مورد قتل افزایش می‌یافت.

حداقل دو جرم شناس برجسته شکاف و معایب مهمی را در تحقیق موکان و گیتینگز یافتند. ریچارد برک دریافت که نمودار اعدام در هر ایالت در هر سال، بین سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۹۷ بسیار نامتوازن بوده است. برک به ویژه اعلام کرد که محاسبه آماری با نمونه‌گیری ۸۵۹ مورد از ۱۰۰۰ مورد نشان می‌دهد که اغلب ایالت‌ها  در همان سال هیچ مورد اعدامی نداشته و تنها تعداد کمی ازایالات مجازات اعدام را اعمال کردند که بیشتر این اعدام‌ها در تگزاس بوده است. او در اثبات نظر خود از داده‌های تحقیق موکان و گیتینگز استفاده کرده با این تفاوت که ایالت تگزاس را از نمودار حذف و داده‌ها را در مورد ایالت‌های باقی مانده بررسی کرد. با تغییرات انجام شده در روش تحقیق، اثرات بازدارندگی اعدام از بین رفت. برک نظر خود را این‌گونه جمع بندی نمود که محاسبات غلط آماری و سیاست‌های اجتماعی در این تحقیق باعث نتایج عکس و خلاف واقعیت بوده است.

مورد دوم بررسی دوباره تحقیق موکان و گیتینگز توسط جفری فگن انجام شد. بررسی فگن جامع‌ترین نمونه بررسی ارائه شده در مورد روش تحقیق و نظریه‌های بازدارندگی مجازات اعدام پس از سال ۲۰۰۰ بوده است. او در این روش ابتدا روش محاسبه بازدارندگی اعدام در تحقیق موکان را تغییر داد و تعداد اعدام‌ها را در هر ایالت بر تعداد احکام اعدام در شش سال قبل از آن تقسیم کرد. موکان و گیتینگز سال‌هایی را که مجازات اعدام در آن‌ها انجام نشده بود، در محاسبات خود به جای صفر در مخرج کسر با ۹۹/۰ نشان داده بودند. فگن با جایگزین کردن ۹۹/۰ با ۰۱/۰ (که به صفر نزدیک‌تر است) در مخرج کسر، محاسبات را دوباره انجام داد و این اصلاح در فرمول، باعث ناپدید شدن اثر بازدارندگی در نتیجه تحقیق شد.

علاوه بر این، فگن اعلام کرد که مجازات اعدام نمی‌تواند اثر بازدارندگی داشته باشد، چراکه مجرمین احتمالی به ندرت موارد اعدام را در شش یا هفت سال قبل به خاطر می‌آورند. او بازدارندگی مجازات اعدام را از روش اندازه‌گیری متغیر با محاسبه تقسیم تعداد اعدام در سال قبل بر تعداد احکام اعدام در دو سال قبل (به جای ۶ سال قبل) بررسی کرد. بار دیگر با اعمال تغییرات جزئی در روش محاسبه موکان و گیتینگز، اثر بازدارندگی اعدام در نمودار ناپدید شد.

فگن همچنین با ارائه مدل آماری جدیدی و با درنظر گرفتن ضریب همبستگی بالاتر آمار اعدام سال به سال در هر ایالت، بار دیگر نتایجی را بدست آورد که نشان می‌داد مجازات اعدام اثر بازدارندگی ندارد. علاوه بر این، به این دلیل که اطلاعات آماری استفاده شده توسط موکان و گیتینگز در محاسبه آمار وقوع قتل، کمبودهایی داشت، فگن از داده‌های مرگ و میر ارائه شده توسط مرکز ملی آمار سلامت در محاسبه بهتر آمار قتل استفاده کرد و بار دیگر این تغییرات و اصلاحات جزئی، رابطه بین اعدام و آمار قتل را از بین برد.

علاوه بر اثبات اشتباه موکان و گیتینگز در محاسبات خود، فگن اثبات کرد که با تغییرات جزئی در متغیرها و روش محاسبه، نوسانات عظیمی در تخمین بازدارندگی اعدام اتفاق می‌افتد. به عنوان مثال، تغییری جزئی در محاسبات، باعث افزایش احتمال وجود بازدارندگی، عدم وجود آن و یا حتی اثر شیوع خشونت می‌شود. متأسفانه تاکنون موکان و گیتینگز پاسخی به انتقادهای برک و فگن نداده اند.

تحقیق انجام شده توسط اموری

تحقیق دانشگاه اموری توسط پاول رابین، جوانا شپرد و هاشم دژبخش (تحت عنوان گروه اموری) بار دیگر توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد. این گروه چهار تحقیق مختلف در این زمینه منتشر کرد.

اولین تحقیق این گروه شامل ۳۰۵۴ شهرستان در بازه زمانی سال‌های ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۷ بود. نتایج این تحقیق نشان می‌داد که احکام و اجرای مجازات اعدام باعث کاهش آمار قتل شده است و هر اعدام منتج به کاهش تعداد ۱۸ قتل می‌شود.

دومین تحقیق گروه اموری توسط جوانا شپرد، از آمار ماهانه قتل و اعدام بین سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۹۹ استفاده کرد و نتیجه‌گیری کرد که هر حکم اعدام باعث ۵/۴ مورد قتل کمتر و هر اجرای اعدام، باعث کاهش ۳ مورد قتل بوده است. به طور اعجاب‌انگیزی، شپرد دریافت که اجرای اعدام، بیشترین تأثیر را در کاهش قتل‌های احساسی و قتل‌های خانوادگی داشته است. شپرد همچنین دریافت که سرعت بیشتر در اجرای حکم اعدام باعث کاهش یک مورد قتل در هر ۲ سال و ۹ ماه می‌شود. این تحقیق به طور مشخص تعیین نکرده است که چگونه محکومین به قتل متوجه این مسئله می‌شوند که برای چه مدت باید در انتظار اعدام قرار گیرند. در این تحقیق نیز آمده است که اعدامی که با رضایت مجرم زودتر از موعد مقرر انجام می‌شود، تأثیر بازدارندگی بیشتری از اعدامی دارد که در آن مجرم در انتظار اعدام قرار می‌گیرد.

سومین مقاله ارائه شده از گروه اموری، تأثیرات تعلیق مجازات اعدام را در آمریکا در بازه زمانی ژوئن ۱۹۶۷ تا ژانویه ۱۹۷۷ بررسی می‌کند. گروه اموری از داده‌های تمامی ۵۰ ایالت آمریکا بین سال‌های ۱۹۶۰ تا ۲۰۰۰ استفاده کرد و دریافت که ۹۱٪ از ایالت‌ها، پس از تعلیق مجازات اعدام، آمار بیشتری از جرم و جنایت را داشتند و این درحالی‌ست که ۷۰٪ از ایالت‌ها، با اجرای دوباره اعدام، آمار کمتری از جرم و جنایت داشتند.

آخرین تحقیق این گروه، بیانگر این است که اثر بازدارندگی مجازات اعدام بین سال‌های ۱۹۷۷ تا ۱۹۹۶، محدود به ایالت‌هایی است که تعداد بیشتر از ۹ زندانی را اعدام کردند. در ایالت‌هایی که تعداد کمتری زندانی را اعدام کردند، مجازات اعدام یا اثر بازدارندگی نداشته و یا آمار قتل در نتیجه اعدام‌ها افزایش یافته است.

سایر تحقیقات در بررسی اثر بازدارندگی مجازات اعدام

برخی دیگر از اقتصاددانان، اعلام کردند که اثر بازدارندگی برجسته‌ای را در مجازات اعدام یافتند. به عنوان مثال، پاول زیمرمن در ابتدا معتقد بود که هر مورد اعدام، از ۱۴ فقره قتل جلوگیری می‌کند ولی سپس او اصلاح کرد که این اثر بازدارندگی تنها محدود به اعدام از طریق صندلی الکتریکی بوده و سایر روش‌ها را شامل نمی‌شود. در فوریه سال ۲۰۰۸، دادگاه عالی ایالت نبراسکا، استفاده از صندلی الکتریکی را ممنوع اعلام کرد. امروزه تمامی ایالت‌هایی که از صندلی الکتریکی برای اعدام استفاده می‌کردند، روش تزریق مرگبار را به عنوان جایگزین ارائه کردند. با توجه به اینکه تنها ۴ نفر از ۲۵۱ محکوم به اعدام، بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸ ، صندلی الکتریکی را برای اعدام خود انتخاب کردند، نتایج تحقیقات زیمرمن در مورد اثر بازدارندگی اعدام از طریق صندلی الکتریکی، نقض شد.

روی ادلر و مایکل سامرز تحقیق ساده‌ای را انجام دادند که در روزنامه وال استریت ژورنال به چاپ رسید. نویسندگان این مقاله، اعدام و آمار جرم و جنایت را در آمریکا بین سال‌های ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۴ بررسی کردند و دریافتند که آمار قتل در این سال‌ها ابتدا کاهش و سپس افزایش یافته است. براساس یافته‌های این مقاله، به ازای هر اعدام، از تعداد ۷۴ فقره قتل جلوگیری می‌شود. نویسندگان این مقاله، از کنترل متغییرها در تحقیق خود استفاده نکردند و همچنین آنان عواملی نظیر استفاده از مواد مخدر، حمل سلاح، مجازات‌های جایگزین و یا آمار دستگیری قاتلین را در تحقیق خود در نظر نگرفتند. در این تحقیق، مقایسه‌ای بین تغییرات آمار قتل در ایالت‌هایی که مجازات اعدام را اجرا می‌کنند و یا تعداد بیشتری از اعدام از سایر ایالت‌ها دارند، با ایالت‌هایی که اعدام در آن‌ها ممنوع است، وجود ندارد.

عدم وجود اتفاق نظر میان تحقیقات ذکر شده در این مقاله، مسئله نحوه کاهش جرم و جنایت را به عنوان چالش بزرگ سیاست‌های جاری در جامعه پیچیده می‌کند. اگرچه نظرسنجی سال ۱۹۹۶ مایکل ردلیت و رونالد اکرز از جرم شناسان برجسته بیانگر این است که بین محققین این اجماع نظر وجود دارد که مجازات اعدام بر جرم و جنایت یا اثری ناچیز داشته و یا اصلا اثری ندارد. در سال ۱۹۹۶، ردلیت و اکرز نظرسنجی را بین ۶۷  از ۷۱ مدیر در سه انجمن برجسته جرم‌شناسی یعنی جامعه جرم‌شناسی آمریکا (ASC)، آکادمی علوم قضاوت و موسسه قانون و جامعه انجام دادند. آن‌ها براساس این نظرسنجی دریافتند که میان جرم شناسان برجسته آمریکا این اتفاق نظر وجود دارد که مجازات اعدام اثر بازدارندگی ناچیزی دارد.

مقاله پیش رو درجهت به روزرسانی نتایج بررسی انجام شده توسط ردلیت و اکرز در سال ۱۹۹۶ تنظیم شده است. روش تحقیق به کار گرفته شده در این مقاله در ادامه ارائه می شود.

روش تحقیق

در راستای بررسی مباحث و تحقیقات انجام شده در این مورد، فهرستی در نیمه سال ۲۰۰۸ متشکل از افرادی که شرایط زیر را دارا بودند، آماده شد:

۱.  عضو جامعه جرم شناسان آمریکا (ASC) باشند.

۲. برنده جایزه جرم‌شناسان ساترلند شده باشند (معتبرترین جایزه موسسه جرم‌شناسان آمریکا که به جرم‌شناسان به پاس مشارکت در نظریه‌های جرم‌شناسی اهدا می‌شود).

۳. از سال ۱۹۹۷ تاکنون، سمت مدیریت انجمن جرم‌شناسان آمریکا را داشته باشند.

انجمن جرم شناسان آمریکا در سال ۱۹۴۱ تأسیس شد که بزرگترین سازمان علمی جرم شناسی در جهان است. این انجمن در سال ۲۰۰۸ دارای ۳۵۰۰ عضو از ۵۰  کشور بوده است. مدیران این موسسه که قبل از سال ۱۹۹۷ در این سمت بوده‌اند، به این دلیل که آنان قبلا در نظرسنجی ردلیت و اکرز شرکت کرده بودند، در این نظرسنجی گنجانده نشدند. براساس این روش تحقیق، ۹۶ محقق برجسته و ممتاز در این نظرسنجی شرکت کردند.

سوالات نظرسنجی، پس از تأیید کمیته علوم انسانی دانشگاه کلورادو در سال ۲۰۰۸ برای شرکت کنندگان فرستاده شد و به همراه هر نسخه از سوالات، پاکتی با شماره هر شرکت‌کننده ارسال شد. پس از دریافت سوالات تکمیل شده نظرسنجی، کارکنان بخش جامعه‌شناسی، اطلاعات شرکت‌کنندگان را ثبت کرده و سپس از سوالات حذف کردند و سوالات تکمیل شده بی‌نام را جهت بررسی به محقق ارائه کردند. در مجموع تعداد ۷۹ بسته سوالات تکمیل شده دریافت شد که نشان‌دهنده مشارکت ۸۴٪ از شرکت کنندگان بود. باتوجه به اینکه برخی از شرکت کنندگان به سوالات به طور کامل پاسخ نداده بودند، اطلاعات بدست آمده از سوالات دارای پاسخ ثبت شد.

برخی از شرکت کنندکان درحال حاضر یا بازنشسته شده و یا مریض بودند. باتوجه به مشارکت بالا ( ۸۴٪)، نتایج بدست آمده تفاوت چندانی با مشارکت ۱۰۰٪ شرکت کنندگان ندارد.

از شرکت کنندگان خواسته شد تا در پاسخ دادن به سوالات از درک خود از تحقیقات تجربی انجام شده استفاده کنند و نظرات شخصی خود را در پاسخ دادن به سوالات به کار نبرند. سوالات این نظرسنجی شامل ۱۲ سوال استفاده شده در نظرسنجی سال ۱۹۹۶ بود که دو سوال آن با تغییرات جزئی همراه بود.

نتیجه نظرسنجی

ضمیمه A  نتایج این نظرسنجی را در سال ۲۰۰۸ نشان می‌دهد که شامل مقایسه آن با نتایج نظرسنجی ردلیت و اکرز در سال ۱۹۹۶ است. تفاوت بین پاسخ‌ها در سال‌های ۱۹۹۶ و ۲۰۰۸ ناچیز است و بیانگر این است که نظرات جرم‌شناسان در سال ۱۹۹۶ مشابه نظرات جرم شناسان در سال ۲۰۰۸ است. در بررسی داده‌ها در این تحقیق از روش «آزمون کی- دو» (از آزمون‌های آماری) که در بررسی‌های علوم اجتماعی برای محاسبات آماری رواج دارد، استفاده شده است. شباهت طرح سوالات در سال ۱۹۹۶ با سال ۲۰۰۸، با استفاده از روش کی ـ دو، این را اثبات می‌کند که هر تغییری در یافته‌ها به دلیل تغییرات تصادفی متغیرها بوده و اساساً مهم نیستند.

سوال اول این نظرسنجی، سوالی است که معمولاً در نظرسنجی گالوپ پرسیده می‌شود. در این نظرسنجی، ٪ ۲/۸۸ از جرم‌شناسان بر بازدارنده بودن مجازات اعدام باوری ندارند که این درصد کمی از درصد آن (٪ ۶/۸۳) در سال ۱۹۹۶ بیشتر است. با حذف پاسخ «مطمئن نیستم» شرکت کنندگان، درصد پاسخ‌ها که بازدارندگی اعدام را رد می‌کنند، از ٪ ۵/۸۷ در سال ۱۹۹۶ به ٪ ۳/۹۴ در سال ۲۰۰۸ رسید. این تغییر، از لحاظ آماری برجسته نیست و بیانگر این است که تفاوتی بین نظرات جرم شناسان پس از ۱۲ سال در این زمینه به وجود نیامده است. از سوی دیگر، زمانی‌که این سوال در گالوپ در سال ۲۰۰۶ مطرح شد، ۶۴٪ از نظرات عموم بر این اساس بود که مجازات اعدام آمار جرم و جنایت را کاهش نمی‌دهد.

در سوال دوم نظر شرکت‌کنندگان درباره اینکه لغو مجازات اعدام در هر ایالت تأثیری بر آمار قتل در آن ایالت دارد، پرسیده شد. بار دیگر، یافته‌ها درهر دو سال مشابه بود. در سال ۱۹۹۶، ٪ ۵/۸۶ از جرم شناسان پاسخ داده بودند که آن‌ها  «مطمئن هستند»  و یا «فکر می‌کنند» که لغو اعدام باعث کاهش جرم در هر ایالت می‌شود و این درحالیست که این درصد در سال ۲۰۰۸ به ۸۷٪ رسید.

در سوال سوم، از شرکت‌کنندگان پرسیده شد که آیا با اینکه نتایج تحقیقات تجربی انجام شده بیانگر کاهش جرم در ایالت‌های با مجازات اعدام نسبت به ایالت‌های بدون آن بوده است، موافق هستند یا خیر. در سال ۲۰۰۸، ٪ ۴/۹ از شرکت‌کنندگان در مقایسه با ۶٪ در سال ۱۹۹۶ به این پرسش پاسخ مثبت دادند. این در حالی بود که، ٪ ۷/۷۴ در سال ۲۰۰۸ و ٪ ۱/۷۹ در سال ۱۹۹۶ با این ادعا مخالف بودند. در حقیقت، ایالت‌های مجری مجازات اعدام آمار قتل بیشتری نسبت به ایالت‌های بدون مجازات اعدام دارند. به عنوان مثال، در سال ۲۰۰۷ آمار قتل در ایالت‌های با مجازات اعدام، ۴۲٪ بیشتر از ایالت‌های بدون مجازات اعدام بود.

در سوال چهارم از شرکت‌کنندگان درباره‌ی صحت این گزاره پرسیده شده بود: «سیاستمداران از این رو با مجازات اعدام موافق هستند که به صورت سمبولیک، قاطعیت خود را در برخورد با جرم و جنایت ابراز دارند.» در مجموع، موافقت با این فرضیه هم در سال ۱۹۹۶ و هم ۲۰۰۸ بسیار بالا بوده است. اگرچه در سال ۱۹۹۶، ٪ ۸/۳۸ به این سوال پاسخ «کاملا درست» دادند، در سال ۲۰۰۸، این رقم به ٪ ۴/۲۳ رسید. این تفاوت اگرچه از نظر آماری برجسته نیست، ولی این فرضیه را اثبات می کند که مجازات اعدام، در مسائل سیاسی از اهمیت کمتری نسبت به دهه ۱۹۹۰ برخوردار است. در سال ۱۹۹۲ به عنوان مثال، فرماندار ارکنسس و بیل کلینتون (کاندیدای ریاست جمهوری)، جلسه خود را در نیو همشایر فوراً جهت بررسی اعدام ریکی رکتور (یک مجرم با بیماری روانی) ترک کردند. در انتخابات سال ۲۰۰۸، مجازات اعدام مسئله مهمی در کمپین‌های ایالتی و فدرال بود.

پاسخ به سوال پنجم نیز کاهش اهمیت مجازات اعدام از نظر سیاسی را نشان می‌دهد. سوال پنجم از شرکت کنندگان می‌پرسد که آیا مناظرات درمورد مجازات اعدام، توجه سیاستمداران را از ارائه راه حل مناسب برای جلوگیری از جرم منحرف می‌کند؟ در سال ۱۹۹۶، ٪ ۶/۸۶ از جرم‌شناسان این فرضیه را دقیق دانسته بودند که این درصد در سال ۲۰۰۸، به ٪ ۴/۷۵ رسید. اگرچه در سال ۱۹۹۶، تنها یک شرکت کننده در مورد این مسئله مطمئن نبود، این تعداد به ۱۰ نفر در سال ۲۰۰۸ رسید. زمانی‌که پاسخ‌های «مطمئن نیستم» از هر نمونه حذف شد، پاسخ‌های مثبت به این سوال به ٪ ۹/۸۷ در سال ۱۹۹۶ و ٪ ۶/۸۶ در سال ۲۰۰۸ رسید.

پاسخ‌ها به سوال ششم بار دیگر حمایت اندک از فرضیه بازدارندگی اعدام را نشان می‌دهد. بر اساس این پرسش، تنها ٪ ۲/۹ از شرکت کنندگان به سوال کاهش آمار قتل با به کارگیری اعدام، پاسخ مثبت دادند.

پاسخ‌ها به سوال‌های هفتم تا نهم، بیانگر رد اثر بازدارندگی مجازات اعدام است. در سال ۱۹۹۶، تنها ٪ ۶/۴ از شرکت‌کنندگان معتقد بودند که مجازات اعدام نسبت به حبس ابد اثر بازدارندگی بیشتری دارد که این درصد در سال ۲۰۰۸ به ٪ ۵/۹ رسید. پاسخ‌ها به سوال هشتم در سال ۱۹۹۶ نشان می‌دهد که تنها ٪ ۶/۴ معتقد بودند که تحقیقات تجربی، بازدارندگی اعدام را اثبات می کند و این درصد به ٪ ۳/۵ در سال ۲۰۰۸ رسید. پاسخ‌ها به سوال نهم در سال ۱۹۹۶ بیانگر این است که ٪ ۷/۱۸ از جرم‌شناسان به اینکه افزایش تناوب اعدام‌ها باعث افزایش بازدارندگی اعدام می‌شود، پاسخ مثبت دادند که این باور در سال ۲۰۰۸ به ٪ ۳/۸ کاهش یافت.

در سوال دهم در سال ۱۹۹۶، ٪ ۹/۲۶ از جرم شناسان معتقد بودند که کوتاه کردن زمان بین صدور حکم و اجرای اعدام، باعث افزایش اثر بازدارندگی مجازات اعدام می‌شود، این درحالیست که در سال ۲۰۰۸، تنها ٪ ۴/۱۲ از جرم‌شناسان این باور را داشتند.

پاسخ‌ها به سوال یازدهم، حمایت از اثرات مجازات اعدام در افزایش خشونت را بررسی می‌کند و عنوان می‌کند که مجازات اعدام در حقیقت باعث افزایش آمار قتل می‌شود. در سال ۱۹۹۶، ٪ ۷/۲۹ از جرم‌شناسان، همین باور را داشته که این درصد در سال ۲۰۰۸ به ٪ ۸/۱۸ رسید.

نهایتاً سوال دوازدهم به عنوان جمع‌بندی سایر سوالات، اعتقاد کلی شرکت کنندگان را در مورد بازدارندگی مجازات اعدام بررسی می‌کند. در این سوال، تنها ٪ ۶/۲ در سال ۲۰۰۸ با اعدام مجرمین درجهت بازداشتن سایرین از ارتکاب قتل موافق بودند، درحالی‌که ٪ ۶/۸۹ از جرم شناسان با این فرضیه مخالف بودند. این واضح است که تنها تعداد اندکی از جرم شناسان برجسته آمریکا بر این باورند که مجازات اعدام آمار قتل را کاهش داده و اثر بازدارندگی بیشتری نسبت به مجازات حبس ابد دارد.

نتیجه گیری و جمع بندی

همان‌طور که پیشتر ذکر شد، ناسی موکان به انتقاد برک و فگن از تحقیق او، که به صورت گسترده در مورد اثرات بازدارندگی مجازات اعدام به چاپ رسید، پاسخ نداد. درحالی‌که در سال ۲۰۰۷، پروفسور موکان در روزنامه‌های اسوشیتد‌پرس و نیویورک تایمز اعلام کرد که هنوز به اینکه مجازات اعدام اثر بازدارندگی دارد، باور دارد. اطلاعات ارائه شده در این مقاله حمایتی از موضع موکان نمی‌کند. داده‌های این مقاله نشان می‌دهد که مجامع علمی به ویژه جامعه شناسان، موضعی مخالف نسبت به موضع پروفسور موکان دارند. این نظرسنجی نمایانگر این است که خیل عظیمی از جرم شناسان برتر دنیا معتقدند که نتیجه تحقیقات تجربی، فرضیه بازدارندگی مجازات اعدام را رد می‌کند و این فرضیه را یک افسانه می‌داند. همچنین شواهدی در حمایت از ادعای روزنامه نیویورک تایمز تحت عنوان «مباحث جدید پیرامون بازدارندگی به عنوان توجیه اصلی مجازات اعدام»، وجود ندارد. تحقیقات اخیر اقتصاددانان که مجازات اعدام را مؤثرتر از مجازات حبس ابد در بازدارندگی از جرم می‌دانند، یا بسیار محدود هستند و یا با سایر تحقیقات اتفاق نظر ندارند.

مختصراً، در میان جرم شناسان در مورد اینکه مجازات اعدام اثر بازدارندگی بیشتری نسبت به مجازات حبس ابد ندارد، اجماع و اتفاق نظر وجود دارد.

پاسخ‌ها به سوالات

۱٫ آیا شما فکر می‌کنید که مجازات اعدام به عنوان عاملی باز دارنده از وقوع قتل است و آمار قتل را کاهش می‌دهد یا خیر؟

1

۲٫ لغو مجازات اعدام ( در یک ایالت خاص) اثر چندانی در آمار قتل در آن ایالت ندارد.

2

۳٫ پس از گذشت سال‌ها، ایالتی که مجازات اعدام را اجرا می‌کند، آمار قتل کمتری نسبت به ایالت همسایه خود که اعدام را لغو کرده است، دارد.

3

۴٫ سیاستمداران از مجازات اعدام به عنوان روشی نمادین در جهت نشان‌دادن قاطعیت خود در مقابله با وقوع جرم و جنایت استفاده می‌کنند.

4

 

۵٫ مناظره در مورد مجازات اعدام، توجه کنگره و قانون‌گزاران را از یافتن راه‌حلی اصولی در مشکلات وقوع جرم منحرف می‌کند.

5

 ۶٫ مجازات اعدام به طور قابل توجهی آمار جرم و جنایت را کاهش می‌دهد.

6

۷٫ در بیست سال گذشته مجازات اعدام و ترس از آن در آمریکا، اثر بازدارندگی بیشتری نسبت به مجازات حبس ابد داشته است.

7

۸٫ به طور کلی شما چگونه حمایت‌های تحقیقات تجربی از اثر بازدارندگی مجازات اعدام را برانداز می‌کنید؟

8

۹٫ با افزایش تناوب میان اعدام‌ها در مقایسه با تناوب حال حاضر، از جرایم بیشتری جلوگیری می‌شود.

9

۱۰٫ در حال حاضر، زمان میانگین میان صدور حکم اعدام و اجرای آن بین ۸ تا ۱۰ سال است. اگر این زمان کاهش یابد، دلیلی برای اثبات بازدارندگی اعدام پدید می‌آید.

10

۱۱٫ به طور کلی وجود مجازات اعدام باعث کاهش آمار قتل می‌شود.

11

۱۲٫ آیا شما فکر می‌کنید که اعدام مجرمین متهم به قتل از ارتکاب قتل توسط سایر شهروندان جلوگیری می‌کند؟ و آیا فکر می‌کنید که این‌گونه اعدام‌ها چنین تأثیری ندارند؟

12