یادداشتی از لیلا سعادتی، روزنامه‌نگار

لیلا سعادتی، روزنامه نگار

لیلا سعادتی، روزنامه نگار

جمهوری اسلامی با تاکید بر اینکه قصاص، حکم خداست، مجازات اعدام و قطع عضو را براساس دستوری می‌داند، برآمده از آموزه‌های شریعت اسلام. در واقع حکومت اسلامی با اجرای حکم قصاص که شامل تنبیه بدنی (شلاق)، قطع عضو، اعدام و یا پول خون است، فکر می‌کند که با این ساختار، حق مظلوم را از ظالم ستانده و این فرصت برابر را به مردمی هم که به آن‌ها ظلم شده می‌دهد تا خودشان برای احقاق حق خود اقدام کنند.

در چنین ساختاری، مردم جامعه با افکاری انتقام‌جویانه، در صدد احقاق خواسته‌ها و تصمیم‌های خود (به حق یا ناحق) بر می‌آیند‌، تصمیم‌هایی که گاهی غیرقابل‌برگشت و جبران‌ناپذیر است. در حقیقت؛ مجازات قصاص و اعدام، انگیزه انتقام را همیشه در مردم، زنده نگه می‌دارد و بر بازتولید خشونت اصرار می‌ورزد . اخبار فراوان و تجارب زیادی وجود دارد که تعداد زیادی از افراد، بی‌گناه و به اشتباه اعدام شده اند.

اما آنچه که بیشتر بر طبل عادی سازی خشونت و انتقام در جامعه می‌کوبد؛ اجرای حکم اعدام در ملأعام است. برپایی دارهای مجازات و به دار آویختن مجرم در برابر چشمان صدها نفر، نه تنها از میزان ارتکاب جرم در جامعه نمی‌کاهد بلکه چرخه خشونت را نیز تندتر می‌چرخاند‌. همان‌طور که تحقیقات بین المللی هم نشان می‌دهد، مجازات اعدام هیچ‌وقت به مانند حبس‌های طولانی مدت، اثرگذار نبوده است.

حکومت در هر جامعه‌ای باید از جان و کرامت انسانی شهروندانش محافظت کند، اما جمهوری اسلامی با روش اجرای حکم اعدام در ملأعام، دو نتیجه و عقوبت اجتماعی را پی ریزی می‌کند؛ نخست آنکه؛ عاملان و آمران، با اجرای حکم اعدام در برابر دیدگان افراد جامعه و به ویژه کودکان، این پیام را به جامعه مخابره می‌کنند که بر هیچ تعهد اخلاقیِ اجتماعی و انسانی معتقد نیستند. آن‌ها با این روش، این بی‌تعهدی اخلاقی را نیز به لایه‌های زیرین اجتماع، تسری می‌دهند.

علاوه براین؛ به دار آویختن انسان‌ها در برابر چشمان مردمی که پس‌زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی و روحی/ روانی مختلفی دارند، انتشار و ساده سازی عملِ مجازات در میان آنان است که باعث می‌شود، مجازات کردن دیگری و انتقام گرفتن برای مردم، عادی و آسان شود.

ساختن جامعه‌ای که شالوده‌اش برپایه مقابله به مثل و انتقام – آن‌هم در ملأعام- است، نتیجه‌اش جز یک جامعه غیرانسانی و خشن نخواهد بود.