یادداشتی از سعید قاسمی‌نژاد، فعال سیاسی

ghasemineshad

سعید قاسمی‌نژاد، فعال سیاسی

یافته‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهند که انسان‌های اولیه مردگانشان را به سنگ می‌بستند. باستان‌شناسان و مردم‌شناسان توضیح می‌دهند که هدف، جلوگیری از برخاستن و به راه افتادن مردگان بوده است، چرا که معنای مرگ، اینکه کسی که تا دیروز راه می‌رفته و سخن می‌گفته فردا هم نتواند این کار را بکند، هنوز چندان برای آدمی روشن نبوده است. برای سال‌ها و سده‌ها و هزاره‌ها، انسان‌ها در برابر باد مرگ همچون برگ خزان فرو ریخته‌اند. در شرایطی که آدمیان بی‌گناه کرور کرور به هر بهانه‌ای تن به مرگ می‌سپردند، مخالفت با حکم اعدام چندان مجالی برای عرض اندام نداشت. مخالفت با حکم اعدام که امری متاخر است؛ حاصل ارتقای بهداشت و اقتصاد و حقوق اجتماعی – سیاسی و به یک معنا پس راندن مرگ است. مخالفت با حکم اعدام به عبارتی برای جامعه بشری کالایی لوکس بوده است.

در مخالفت با حکم اعدام، استدلال‌های متعددی ارائه می‌شود. نه تنها همه آن‌ها درست نیستند بلکه باور داشتن به برخی از آن‌ها می‌تواند در عرصه عمل به نتایجی ناگوار منجر شود. فی‌المثل کسانی استدلال می‌کنند که حکم اعدام منجر به افزایش جرم و جنایت می‌شود. از زاویه آمار و اقتصادسنجی تا جایی که من مطلعم چنین ادعایی موجه نیست. هر دو سوی ماجرا تحقیقات متعددی در دفاع از ادعای خود منتشر کرده‌اند. بخشی از دشواری ماجرا در این است که یافتن شرایطی که بتوان به این پرسش پاسخ داد که در شرایطی که همه عوامل یکسان هستند، تغییر عامل حکم اعدام چه تاثیری در افزایش یا کاهش انواع و اقسام جرم و جنایت دارد، دشوار است. لازم به ذکر است که پرسش درست این نیست که آیا در زمان‌ها و مکان‌هایی که حکم اعدام وجود ندارد، جرم و جنایت افزایش یا کاهش می‌یابد. پرسش درست این است که در زمان و مکان یکسان، وجود یا عدم وجود حکم اعدام چه اثری بر کاهش یا افزایش نرخ انواعی از جرم و جنایت دارد. فارغ از پشتیبانی یا عدم پشتیانی آمار و ارقام می‌توان با استفاده از عقل سلیم استدلال کرد که وجود مجازات عمدتا عاملی بازدارنده در برابر جرم است.

کسانی مخالفت با حکم اعدام را بر ناموجه بودن گرفتن جان انسان‌ها بنا می‌کنند. واقعیت این است که گرفتن جان انسان‌ها ‌در شرایطی موجه است. تقریبا همه موافقند که دفاع از خود امری موجه است، حتی اگر منجر به قتل مهاجم شود. دفاع از خود حتی به قیمت قتل فرد مهاجم تنها به شرطی می‌تواند موجه باشد که قتل فرد مهاجم پیشاپیش موجه شده باشد. قتل فرد مهاجم به این دلیل موجه شده است که مهاجم پیشاپیش مصونیتش در برابر کشته شدن را از دست داده است. مهاجم مصونیتش در برابر کشته شدن را به این دلیل از دست داده است که قصد جان فرد بی‌گناهی را کرده است. همین استدلال را می‌توان به شرایطی بسط داد که در آن پلیس می‌کوشد گروگان‌ها را از چنگ گروگان‌گیر رها کند. اگر کشتن انسان‌ها در هر شرایطی ناموجه باشد ما نباید از خود در برابر کسی که قصد جانمان را کرده دفاع کنیم و پلیس هم نباید برای نجات گروگان‌ها اقدام کند، چرا که ممکن است فرد گروگان‌گیر کشته شود.

موجه‌ترین دلیل مخالفت با حکم اعدام اما می‌‌تواند این باشد که حکم اعدام امری غیرقابل برگشت است. مواردی وجود دارد که افراد به اشتباه محکوم می‌شوند. با توجه به اینکه در دادگاه وضعیت فوری و حاد دفاع از خود یا گروگان‌گیری وجود ندارد اخلاقی آن است که راهی برای اصلاح اشتباه احتمالی بازگذاشته شود. به عبارتی دلیل مخالفت با اعدام نمی‌تواند این باشد که اعدام در کاهش نرخ جرم موثر نیست یا جرم‌هایی وجود ندارند که گرفتن جان مرتکبین آن موجه باشد. دلیل مخالفت با اعدام می‌تواند این باشد که ممکن است که مجرم به واقع مجرم نباشد. منصفانه، اخلاقی و واجب است که جامعه شرایطی را فراهم کند تا راه بازگشت در صورت وقوع چنین اشتباهی باز باشد و اعدام این راه اصلاح را به تمامی می‌بندد. از سوی دیگر حکم اعدام باید با مجازاتی متناسب اما قابل بازگشت جایگزین شود. بخشی از کسانی که در سالیان و در نقاط مختلف جهان به اعدام محکوم شده‌اند، انسان‌هایی به غایت خطرناک بوده‌اند. منصفانه، اخلاقی و واجب است که خیل عظیم آدمیان بی‌گناه را از دسترس آن‌ها دور نگاه داشت.