یاداشتی از مریم، فعال مدنی و از همراهان کمپین حق حیات

اسلام

اینکه در قوانین اسلامی، مجازات اعدام پیش بینی شده است جای شک و شبهه نیست. اما وضع مجازات یک بحث است و اجرای آن بحث دیگری است. اینکه اصولا چرا مجازات اعدام در اسلام وجود دارد و دلایل وجودی آن چیست و تحلیل آن خارج از بحث فعلی ماست. بحث ما این است که قبول داریم که اعدام در قوانین اسلام پیش بینی شده اما آیا صرف وجود یک حکم می تواند به تنهایی مجوز اجرای آن باشد؟

اعدام به هر شکل آن ( گردن زدن، طناب دار، سنگسار و …) از مصادیق “حدود” است ( که گاه از آن با عنوان حدود الهی نام برده می شود). وقتی مجازاتی از نوع “حد” باشد (نه قصاص یا تعزیر) امور زیر خود به خود و بدون شبهه در قوانین اسلام بر آن مترتب می‌شود:

• پیش بینی و وضع “حد” مختص به خدا ( شارع مقدس) است یعنی انسانها ( ازجمله قضات) و مراجع قانونگذاری عادی حق ندارند آن را برای سایر مواردی که خداوند مقرر نکرده، وضع و یا اجرا کنند.
• قاعده کلی که بر تمامی “حدود” ( از جمله حد شلاق ) جاری است این است که: ” الحدود تدرء بالشبهات.” این قاعده فقهی بدین معنی است که اگر فردی مرتکب جرمی شده که در صورت اثبات، مجازات “حد” دارد، هر گاه در مرحله اثبات شک و شبهه ای باشد ( یعنی نسبت به وقوع جرم حتی یک در صد شک باشد) مجازات حد قابل اجرا نیست.
• اصل فقهی و حقوقی که در موارد شک در انتساب جرم( حتی یک درصد) جاری می شود “اصل برائت” است. هر کس (حتی فرد متهم به جرم) بی گناه است، مگر خلاف آن ثابت شود. ( یعنی صد در صد محرز شود)

با توجه به امور فوق مجددا سوال خود را مطرح می کنم: آیا در تمامی مواردی که یک انسان عادی، که علم غیب یا مقام عصمت ندارد و همیشه در رفتارش احتمال خطا می رود، فردی را محکوم به اعدام می کند، تمامی مراحل اثبات جرم را طبق قوانین شرع مراعات کرده و نسبت به وقوع جرم مستوجب اعدام توسط متهم، علم صد در صد پیدا کرده است؟